شهادت امام جعفر صادق علیهالسلام
مثل هـمیشه شـهـر مـدیـنه عـزا گـرفت از دود آه حـضرت صادق فـضا گرفت هفت آسمان برای غـمش گریه می کنند از داغ او عـرش خـدا هـم عـزا گـرفت از زهـر آهِ سـیـنـۀ او پُر حرارت است این زهر از او مجال نیاز و دعا گرفت از آن شبی که شعـله در خـانه اش زدند درد قـــدیــمـی دل او بــاز پـا گــرفـت درد قــدیــمــی دل او داغ مــادر اسـت دردی که جان ز پـیکـر آل عـبا گرفت وقتی که تارموی سفیدش به خاک خورد شهر مـدیـنه هـالـۀ مـحـنت سرا گرفت شکـر خـدا کـه دیـدۀ او مـیـخ در نـدیـد میخی که وحشیانه به یک سینه جا گرفت این ضربه ها کـشید به گـودال قـتـلـگاه وقتی که شمر گیسوی شه از قفا گرفت آمـــد دوازده صـــدا پـشـت یــکــدگــر دریـای خـون تـمام تــن کـربـلا گرفت سر از بدن جدا شد و بر نـیزه شد بلـند این منظره تـوان ز زمین و سما گرفت سنگش زدند و وای که غلطید بر زمین بـوی سـر حـسین هـمۀ کـوچه ها گرفت بوی تنور و شعله و خاک وزمین چه باک بـوی شـراب از لب طـشت طلا گرفت این سر که چیزی از سر ورویش نمانده بود جان از وجـود دخـتـرک بی نـوا گرفت |